پوپر و هنر خردمندانه زندگی کردن؛ معرفی کتاب می‌دانم که هیچ نمی‌دانم

۱۶ بازديد

چرا باید این کتاب را خواند؟

آیا تاکنون به این فکر کرده‌اید که بزرگ‌ترین فیلسوف قرن بیستم درباره سیاست، علم، زندگی روزمره و آینده بشریت چه نظری دارد؟ کتاب «می‌دانم که هیچ نمی‌دانم» مجموعه‌ای از مصاحبه‌های روزنامه آلمانی «دی ولت» با کارل پوپر، فیلسوف نامدار اتریشی-بریتانیایی، در سال‌های ۱۹۸۷ و ۱۹۹۰ است که به همراه دو سخنرانی مهم او منتشر شده است. این کتاب پنجره‌ای است به ذهن یکی از تأثیرگذارترین متفکران عصر مدرن؛ کسی که نه‌تنها بر علم و فلسفه، که بر سیاست‌مداران بزرگی چون نخست‌وزیر انگلستان و صدراعظم آلمان نیز تأثیر گذاشت. آنچه این کتاب را از دیگر آثار پوپر متمایز می‌کند، زبان ساده و صمیمی آن است. در این گفتگوها، پوپر بدون استفاده از اصطلاحات پیچیده فلسفی، مستقیماً با خواننده سخن می‌گوید و او را به سفری فکری دعوت می‌کند. اگر به دنبال کتابی هستید که هم ذهن شما را به چالش بکشد و هم برای زندگی روزمره‌تان راهگشا باشد، این کتاب همان گزینه‌ای است که باید امشب شروع به خواندنش کنید.

 پوپر که بود و چرا هنوز حرف‌هایش تازه است؟

کارل پوپر فیلسوفی است که نامش با مفاهیمی چون «خردگرایی انتقادی»، «جامعه باز» و «آزمون و خطا» گره خورده است. او در سال ۱۹۰۲ در وین به دنیا آمد و در سال ۱۹۹۴ در انگلستان درگذشت. پوپر نه‌تنها یک فیلسوف نظری، که یک مبارز تمام‌عیار در عرصه سیاست و اندیشه بود. او از جمله سرسخت‌ترین منتقدان ایدئولوژی‌های تمامیت‌خواه مانند کمونیسم و نازیسم به شمار می‌رود و آثارش چون «جامعه باز و دشمنان آن» به عنوان کتاب‌های مقدس دموکراسی غربی شناخته می‌شوند. اما آنچه پوپر را از بسیاری از فیلسوفان هم‌عصرش متمایز می‌کند، نگاه خوشبینانه و انسان‌مدارانه اوست. او برخلاف بسیاری از روشنفکران بدبین، معتقد بود که جهان غرب در بهترین و عادلانه‌ترین دوره تاریخ خود زندگی می‌کند و هیچ دلیلی برای ناامیدی وجود ندارد. این خوشبینی، نه از روی ساده‌لوحی، که حاصل نگاه عمیق و تحلیل دقیق او از روندهای اجتماعی و سیاسی است. کتاب حاضر، چکیده این نگاه را در قالبی خواندنی و جذاب به شما تقدیم می‌کند.

 از فیزیک کوانتوم تا سیاست روزمره، همه چیز در یک کتاب

یکی از شگفت‌انگیزترین ویژگی‌های این کتاب، گستردگی موضوعات آن است. پوپر در این گفتگوها از هر دری سخن می‌گوید: از رابطه شخصی خود با اینشتاین، بور و شرودینگر تا نقد تند فلسفه هگل و هایدگر، از بحران هنر مدرن و موسیقی تا نقش تکنولوژی در آزادی زنان، از نقد جنبش سبزها تا تحلیل فروپاشی کمونیسم در اروپای شرقی. این تنوع موضوعی باعث می‌شود هر خواننده‌ای، با هر علاقه‌ای، بخشی از کتاب را از آن خود بداند. پوپر در همه این موضوعات با همان روش مشخص خود یعنی «نگاه انتقادی» و «آزمون و خطا» وارد می‌شود و با زبانی ساده اما عمیق، پرده از حقایقی برمی‌دارد که شاید تاکنون به آن‌ها نیندیشیده‌اید. او درباره ماهیت ذهن و رابطه آن با مغز، درباره معنای تاریخ و اینکه آیا تاریخ هدفی دارد، و درباره دموکراسی و تفاوت آن با حکومت مردم سخن می‌گوید. این کتاب یک دایرةالمعارف کوچک از اندیشه‌های پوپر است.

 «می‌دانم که هیچ نمی‌دانم» یعنی چه؟

عنوان کتاب برگرفته از جمله معروف سقراط است که پوپر نیز بر آن صحه می‌گذارد. اما این جمله در زبان پوپر معنایی عمیق‌تر می‌یابد. پوپر به ما می‌آموزد که نقطه آغاز هر خردمندی، پذیرش جهل خود است. او معتقد است که دانش ما همواره حدسی و موقتی است و یقین مطلق هرگز دست‌یافتنی نیست. این نگاه که «خطاپذیری» نام دارد، نه به معنای شکاکیت یا نسبی‌گرایی، که به معنای فروتنی در برابر حقیقت و آمادگی برای یادگیری از اشتباهات است. پوپر با این رویکرد، انقلابی در فلسفه علم ایجاد کرد. او نشان داد که پیشرفت علمی نه از طریق اثبات نظریه‌ها، که از طریق رد آن‌ها و جایگزینی با نظریه‌های بهتر صورت می‌گیرد. این کتاب شما را با این نگاه انقلابی آشنا می‌کند و به شما می‌آموزد که چگونه در زندگی روزمره نیز از اشتباهات خود درس بگیرید و به حقیقت نزدیک‌تر شوید. خواندن این کتاب، سفری است به سوی فروتنی فکری و خردمندی عملی.

 نگاه پوپر به علم و دانشمندان

اگر فکر می‌کنید علم یعنی مجموعه‌ای از حقایق قطعی و تغییرناپذیر، خواندن این کتاب دیدگاه شما را دگرگون خواهد کرد. پوپر علم را مجموعه‌ای از فرضیه‌های خطاپذیر می‌داند که تا اطلاع ثانوی معتبر هستند. او با نظریه «استقرا» مخالف است و معتقد است که هیچ‌گاه نمی‌توان با مشاهده موارد متعدد، یک نظریه را اثبات کرد؛ بلکه باید همواره در پی یافتن موارد نقض بود. در این کتاب، پوپر از رابطه خود با سه غول فیزیک قرن بیستم می‌گوید: اینشتین که او را می‌ستاید، بور که از او به دلیل نظریه «تکمیل‌گرایی» انتقاد می‌کند، و شرودینگر که از بحث با او لذت می‌برد. پوپر همچنین از خطر تبدیل نظریه‌های علمی به ایدئولوژی هشدار می‌دهد. او نظریه «انفجار بزرگ» در کیهان‌شناسی را نمونه‌ای از این انحراف می‌داند. این بخش‌ها برای هر کسی که به علم و تاریخ علم علاقه دارد، فوق‌العاده جذاب و روشنگر خواهد بود.

 نقد تند پوپر از فلسفه آلمانی

یکی از بحث‌انگیزترین بخش‌های کتاب، نقد بی‌امان پوپر از فیلسوفان آلمانی به‌ویژه هگل، هایدگر و هوسرل است. پوپر این فیلسوفان را به «گناه فطری سخن گفتن به زبان استعاره و ابهام» متهم می‌کند. به نظر او، آن‌ها با استفاده از زبانی نامفهوم اما به ظاهر عمیق، نسل‌هایی از روشنفکران را گمراه کرده‌اند. پوپر معتقد است که این سنت ابهام‌گویی، ریشه بسیاری از اندیشه‌های توتالیتر در قرن بیستم بوده است. او هگل را پدر معنوی تمامیت‌خواهی مدرن می‌خواند و هایدگر را فیلسوفی «بی‌اهمیت» که با نازیسم هم‌داستان شد. این بخش‌ها اگرچه جنجالی و تند هستند، اما با استدلال‌های محکم و مثال‌های روشن همراهند. خواندن این نقدها برای هر دانشجوی فلسفه و هر کسی که با اندیشه‌های این فیلسوفان سر و کار دارد، ضروری است. پوپر به شما می‌آموزد که چگونه در برابر پیچیده‌گویی‌های توخالی بایستید و زبان روشن و ساده را قدر بدانید.

 پوپر و سیاست؛ دموکراسی یعنی چه؟

پوپر در این کتاب تعریف روشنی از دموکراسی ارائه می‌دهد که با بسیاری از تعاریف رایج تفاوت دارد. او تأکید می‌کند که دموکراسی هرگز به معنای «حکومت مردم» نبوده و نیست. چنین چیزی هرگز وجود نداشته و نخواهد داشت. از نظر پوپر، دموکراسی یعنی وجود نهادهایی که به مردم امکان می‌دهد بدون خونریزی از شر یک دولت بد خلاص شوند. او با وینستون چرچیل هم‌عقیده است که می‌گوید دموکراسی بدترین شکل حکومت است، به استثنای تمام شکل‌های دیگر. پوپر همچنین به نقد پرسش اساسی افلاطون در فلسفه سیاست می‌پردازد که «چه کسی باید حکومت کند؟». به نظر او، این پرسش اساساً اشتباه است. پرسش درست این است: «چگونه می‌توان نهادهایی طراحی کرد که از سوءاستفاده از قدرت جلوگیری کنند؟». این نگاه، پوپر را به یکی از بزرگ‌ترین نظریه‌پردازان دموکراسی در قرن بیستم تبدیل کرده است. خواندن این بخش‌ها برای هر شهروندی که به سرنوشت جامعه خود علاقه دارد، حیاتی است.

 ذهن، مغز و روح؛ نظریه سه جهان

آیا تاکنون به این فکر کرده‌اید که رابطه ذهن و مغز چیست؟ پوپر در این کتاب نظریه معروف «سه جهان» خود را به زبانی ساده توضیح می‌دهد. جهان اول، جهان اشیای فیزیکی است. جهان دوم، جهان ذهنی و احساسات ما. و جهان سوم، جهان ایده‌های عینی، نظریه‌ها و آثار هنری. پوپر با تشبیهی زیبا می‌گوید: «ما مغزمان را می‌نوازیم، همان‌طور که یک نوازنده پیانو می‌نوازد». یعنی روح یا ذهن ما از مغز به عنوان ابزاری برای تفکر و خلاقیت استفاده می‌کند. او از سقراط مثال می‌آورد که با وجود توانایی جسمی برای فرار از زندان، به دلیل باورهای اخلاقی خود ماندگار شد. این مثال نشان می‌دهد که تصمیمات ما صرفاً محصول فعالیت‌های مغزی نیست، بلکه جهان دوم (ذهن) و جهان سوم (ایده‌ها) در آن نقش اساسی دارند. این نظریه یکی از عمیق‌ترین و در عین حال قابل‌فهم‌ترین نظریه‌های فلسفه ذهن در قرن بیستم است و خواندن توضیحات خود پوپر درباره آن، تجربه‌ای منحصربه‌فرد خواهد بود.

 نقد سبزها و دفاع از تکنولوژی

در بخشی از کتاب، پوپر به نقد جنبش سبزها در آلمان می‌پردازد. او خود را دوستدار طبیعت می‌داند اما معتقد است که دشمنی با تکنولوژی و علم، نه‌تنها مشکلی را حل نمی‌کند، که اوضاع را بدتر می‌کند. پوپر با اشاره به دوران کودکی خود یادآوری می‌کند که در اروپا برده‌داری (به ویژه در مورد زنان خدمتکار) وجود داشته است. او می‌گوید این تکنولوژی بود که این بردگان را آزاد کرد: ماشین لباسشویی، آب لوله‌کشی، یخچال و حتی ماشین ریش‌تراشی زندگی زنان را متحول کردند. پوپر تأکید می‌کند که علم تنها ابزاری است که می‌تواند خسارات وارد شده به محیط زیست را جبران کند. او به نجات دریاچه‌های میشیگان و زوریخ توسط علم اشاره می‌کند. این بخش از کتاب برای کسانی که به مسائل محیط زیست علاقه دارند و به دنبال راهی برای آشتی دادن پیشرفت تکنولوژیک با حفظ طبیعت هستند، بسیار آموزنده است. پوپر به شما نشان می‌دهد که می‌توان هم دوستدار طبیعت بود و هم حامی علم و تکنولوژی.

 معنای تاریخ و مسئولیت ما

آیا تاریخ معنایی دارد؟ آیا رویدادهای تاریخی از قانونی پیروی می‌کنند که بتوان آینده را پیش‌بینی کرد؟ پوپر در این کتاب پاسخ منفی می‌دهد. او به شدت با هرگونه «تاریخ‌گرایی» یعنی اعتقاد به قوانین جبری تاریخ مخالف است. از نظر او، پیش‌گویی‌های تاریخی به سبک مارکس یا اشپنگلر، نوعی فال‌گیری و بازارگرمی است. اما پوپر در اینجا متوقف نمی‌شود. او می‌گوید اگر تاریخ معنای ذاتی ندارد، ما می‌توانیم خود به آن معنا ببخشیم. ما مسئولیم با انتخاب اهداف اخلاقی (مانند آزادی، عدالت، صلح) به تاریخ جهت دهیم. این نگاه، برخلاف جبرگرایی تاریخی که انسان را ناتوان نشان می‌دهد، به او قدرت و مسئولیت می‌بخشد. پوپر می‌گوید ما باید از تاریخ درس بگیریم، اما نه با کشف قوانین خیالی، بلکه با بررسی پیامدهای اعمال خود و دیگران. این بخش از کتاب، یکی از الهام‌بخش‌ترین قسمت‌هاست و به شما نشان می‌دهد که چگونه می‌توانید در ساختن آینده نقش فعالی داشته باشید.

 نقد روشنفکران و دعوت به تواضع

پوپر در بخشی از کتاب به نقد تند هم‌صنفان خود یعنی روشنفکران و دانشمندان می‌پردازد. او آن‌ها را «متکبر و رشوه‌خوار» می‌خواند و می‌گوید که روشنفکران کارهای مشمئزکننده‌ای انجام داده‌اند و خود خطری بزرگ هستند. او از تبدیل نظریه‌ها به ایدئولوژی در علوم مختلف انتقاد می‌کند و هشدار می‌دهد که فشار برای همرنگ شدن با جماعت در علم بسیار قوی است. پوپر امیدوار است روزی تواضع برای روشنفکران تبدیل به «مد روز» شود. او تأکید می‌کند که بزرگ‌ترین گناه روشنفکری، «خطاپوشی» است، یعنی نادیده گرفتن و پنهان کردن اشتباهات. این انتقاد تند از سوی کسی که خود یکی از بزرگ‌ترین فیلسوفان قرن است، بسیار تأمل‌برانگیز است. پوپر به شما می‌آموزد که به هیچ مرجعیتی (حتی خودش) بی‌چون‌وچرا اعتماد نکنید و همواره با نگاهی انتقادی به نظریه‌ها و ایده‌ها بنگرید.

 چرا این کتاب می‌تواند زندگی شما را تغییر دهد؟

کتاب «می‌دانم که هیچ نمی‌دانم» فقط یک مجموعه مصاحبه فلسفی نیست. این کتاب دعوتنامه‌ای است برای سفر به درون اندیشه‌های یکی از بزرگ‌ترین ذهن‌های تاریخ. پوپر در این کتاب به شما می‌آموزد که چگونه بیندیشید، نه اینکه چه بیندیشید. او به شما یاد می‌دهد که از اشتباهات خود نترسید، از آن‌ها استقبال کنید و از آن‌ها درس بگیرید. او به شما نشان می‌دهد که چگونه در برابر ابهام‌گویی و فریب‌کاری‌های روشنفکری بایستید. او به شما امید می‌دهد که می‌توانید دنیایی بهتر بسازید، اما نه با نسخه‌های پیچیده و آرمان‌شهری، بلکه با اصلاحات گام‌به‌گام و نگاه انتقادی. خواندن این کتاب، شما را با چشماندازی جدید به جهان اطراف و جایگاه خودتان در آن آشنا می‌کند. این کتاب برای دانشجویان، معلمان، سیاستمداران، فعالان اجتماعی و هر کسی که به فکر کردن و فهمیدن علاقه دارد، یک اثر ضروری و بی‌نظیر است. کتاب را باز کنید و اولین  را بخوانید؛ قول می‌دهیم که تا آخرین صفحه همراه پوپر خواهید ماند.

 

تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در وی بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.